بایگانی

بایگانیِ دستهٔ ‘30 یا 30 ها’

اثر پروانه ای

20/12/2009 3 دیدگاه

امروز متوجه شدم که یک امر اولیه چطوری تاثر خودش رو روی یه امر ثانویه تو زندگی من گذاشته. یعنی از وقتی از منتخب! بیزار شدم نمی دونم چرا هر وقت یه مسئولی و رئیسی از مقامات کشوری و مملکتی رو می بینم حس بسیار بدی بهش دارم. دیدم خیلی جالبه من از یه نفر بدم اومده و این حس باعث شده از هر کسی که زیر دستش کار می کنه بدم میاد. چون حس میکنم کسی که توی اون مقام مونده قطعا با همون عقاید همراهه یا اقلا مخالف نیست.حتی یکی دو نفر از اساتید که زمان دانشجویی خیلی قبولشون داشتم از وقتی که دیدم توی زیر مجموعه های دولت پست و مقامی گرفتن شدیدا ازشون بدم میاد.

پی نوشت: متنم تموم شد و خواستم یه عنوان الکی واسش انتخاب کنم. کی به کیه؟؟حالا که همه چیز هر کی هر کیه بذار منم یه عنوان الکی واسش بذارم.

دسته‌ها:30 یا 30 ها

زندگی مجازی اینجوری؟!

نوشتن این روزها هم سخت شده هم اسون

سخت برای کسایی که نمی خوان شناخته بشن مثل من. من روزگاری خاطرات روزانه مومی نوشتم و عقایدم رو در هر موردی می نوشتم. کمی بیشتر که جا افتادم توی وبلاگ نویسی و چند نفری من رو شناختن دیگه نتونستم خیلی چیزا رو بنویسم. خودسانسوری

یعنی همونی که موسیو گلابی توی یکی از لینکاش گذاشته بود.اعصاب ادم هی خورد می شه اینجوری.

از وبلاگ قبلی ام یه لینکی بود که مال یه دختر خانمی بود که حدود چند ماهی هست چیزی ننوشته. رفتم اخرین مطلبش رو خوندم دیدم هوار تا کامنت براش گذاشتن  که «عزیزم کجایی؟»"عزیزم نگرانتم»، «عزیزم شماره تو بده بهت زنگ بزنم»، … خلاصه کلی تیر و قلب کشیده بودن واسه بنده خدا.حالا وبلاگ خودم رو یه توضیح نوشتم که من رفتم . چند نفری خداحافظی کردن و همه چیز به خوبی و خوشی تمام شد.اما خوب وقتی ادم دختر نباشه ما تحتش می سوزه دیگه. ..:))

خدا به داد جوونای ما برسه که دنباله عشق گمشدشون توی دنیای وبلاگستان هستن. من خودم هم زمانی که وبلاگ نویسی رو شروع کردم وقتی یه خانمی واسم کامنت می گذاشت کلی دلم تالاپ و تولوپ می کرد.عشق های وبلاگی… من هم یک جوون بیمار از هزاران جوون بیمار این کشور بودم. جوونی که فکر می کرد جنس مخالف چقدر چیز عجیبیه.رنگش رو می باخت حتی از پشت مانیتور….

نمی دونم چند نفر از پسر ها یا دختر های این مملکت واقعا هیچ مشکلی با این موضوع نداشتن…اما من خودم شخصا از دبیرستان دیگه دوست داشتم یه دختری باشه که قلبش ماله من باشه. اون موقع حتی اگه دست خودم بود ازدواج هم میکردم.کمی بزرگتر شدم و نیاز هام فرق کرد.دیگه جنبه افلاطونی صرف برام مطرح نبود. حالا جنبه های زیگموند فروید بیشتر دلم رو قیج می داد.به نوع حرکات و سکنات جنس لطیف توجه میکردم…با دنیای چت اشنا شدم…وبلاگی نوشتم و کامنتی در جایی گذاشتم و عشق مجازی تجربه کردم و عشق حقیقی دیدم و ………..

در نهایت باز هم من در استانه فصلی سرد(یادش گرامی)

حالا اینجام. میخوام حرفای دلمو بنویسم.اما می ترسم. می ترسم از اینکه ای پی من رو دربیارن و یه روز سرد زمستونی که دارم میام به خونه دیگه هیچ وقت نیام!

از طرفی نوشتن خیلی اسون شده.برای دو گروه. گروهی که سیاسی هستن و از دولت خدمت گذار!!! انتقاد می کنن و گروهی که خانم هستن و با دو تا گل و بلبل کلی خواننده پیدا می کنن. حالا اگه وسط حرفاشون دو کلوم حرف مشکوک هم بزنن که دیگه واویلا…

این حرفا شاید توجیه ای باشه برای ننوشتن من. برای ذهنی که پره از سوژه و قلمی که هیچی نمی نویسه.تصمیمی می گیرم و می شم همونی که باید باشم. چند تا وبلاگ رو میرم می خونم و اگه حرفی برای مشارکت داشته باشم می نویسم. سعی میکنم از همون معدود نویسند های مجازی چیز یاد بگیرم یا شایدم تجربیاتی بهشون منتقل کنم.افرادی مثل شب گیر و موسیو گلابی و سهیل کسایی هستن که همیشه می خونمشون و دوستشون دارم

روزگار با حالی شده نازنین!

دسته‌ها:30 یا 30 ها

statics

20/11/2009 5 دیدگاه

می گن آمار توی ایران مثل ما.یوی . خانم هاست. همه چیز رو نشون میده غیر از اون اصله کاری رو.

این روزها هی فرت و فرت داره اماره که رو می شه.یه زمانی فرمانداری از یکی از همکارا اماری خواسته بود در زمینه فعالیت سازمان.این همکار هر چی امار می فرستاد فایده نداشت و مرتب برگشت می خورد. همکارمون که اعصابش خورد شده بود تقاضای کمک کرد. من به شوخی گفتم اون قسمتی که مربوط به دولت نهمه رو چند برابر بیشتر کن. به نحوی که اختلاف خفنی داشته باشه با قبلیها. هر چند من به شوخی گفتم اما همکارم همون کارو کرد و از قضا همین امار بزرگنمایی شده رفت و توی نمایشگاه سیمرغ (مرب.وط به خدمات سی ساله انقلاب در دهه فجر) به چاپ رسید. نمی دونم مردم ما واقعا نمی فهمن یا اینکه اینا خودشون رو اسکول می کنن. توی امار های مقایسه ای مثلا میان میزان تلفن های ثابت و تلفن های همراه رو با زمان شاه مقایسه می کنن. اخه یکی نیست بگه برادر و خواهر زحمت کش! اون زمان ها بابای بوش هم تلفن همراه نداشت چه برسه به مردم بدبخت ایران؟اون موقع چند درصد مردم دنیا تلفن ثابت داشتن؟حالا چی؟کاش این امار ها مقایسه ای می شد. کاش می گفتن کجای دنیا اینهمه فیلت.ر.ینگ هست.؟کجای دنیا اینترنت adsl 512 kb در حد یه اینترنت دیال اپ هم سرعت نداره؟.

.

ای کاش امار های ایران مثل مایوی مردونه بود. یعنی اگه اصل کاری رو نشون نمیده اقلا یه حدودایی دست ادم میومد!  و می شد برای فقط بعضی مسائل پیش بینی هایی انجام داد!

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.